close
تبلیغات در اینترنت
شرلوک هلمز و واتسون
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

مقالات زيبا

شرلوک هلمز و واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت:  نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟ واتسون گفت:   میلیونها ستاره می بینم . هولمز گفت:  چه نتیجه میگیری؟…

شرلوک هلمز و واتسون

شرلوک هلمز و واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه

های شب هولمز بیدار شد و آسمان

را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت:  نگاهی به آن بالا بینداز و به

من بگو چه می بینی؟

واتسون گفت:   میلیونها ستاره می بینم .

هولمز گفت:  چه نتیجه میگیری؟

واتسون گفت:

ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید

اوایل تابستان باشد.

از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخدر محاذات قطب است، پس ساعت باید

حدود سه نیمه شب باشد.

شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت:

واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که

چادر ما را دزدیده اند!

بله...

درباره : عبرت آموز ,
برچسب ها : شرلوک هلمز , واتسون , صحرا نوردی , چادر , ستاره , هولمز , خداوند , احمق , بیدار ,
بازدید : 199 تاریخ : دو شنبه 11 / 11 / 1389 زمان : نویسنده : عليرضا نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 17
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 2
  • بازدید امروز : 72
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 75
  • بازدید ماه : 80
  • بازدید سال : 225
  • بازدید کلی : 6,946
  • مطالب
    کدهای اختصاصی
    edame