close
تبلیغات در اینترنت
مهرباني
مهرباني
مقاله هاي زيبا كه بايد خوانده شوند

 

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب

هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و

طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان

زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته،

جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم

 

 بقيه در ادامه مطالب



ادامه مطلب


درباره : عبرت آموز ,
نوشته شده در دو شنبه 11 / 11 / 1389 توسط عليرضا| لينك ثابت | تعداد بازديد : 192
صفحات